محمد كاظم گيلانى
37
حفظ الصحة ناصرى ( فارسى )
آرايههاى برونى ( صنايع لفظى ) بهويژه سجع و جناس و ترصيع ، و آرايههاى درونى ( صنايع معنوى ) بهويژه وصف و تضمين و تلميح و مبالغه و مديح است . آخرين شيفتگان نثر مصنوع متكلّف در دورهء قاجار همچنان كمال نثر را در باريك شدن در آرايش كلام ، و آميختن غرر عربى به درر درى ، و هنرنمايىها و جلوهگرىهاى گوناگون با هر دو زبان مىدانستند . شاهدى بر اين شيوه ، اين بيان ملك الاطبّاء در خطبهء كتاب است : بالجمله بعد از تحقيق اين مقالات ، اين چاكر آستان معدلتبنيان را ، مأمور فرمودند كه مختصر رسالهء فارسى در كمال وضوح و بيان خوب و عبارات مرغوب بلفظ أعذب من ماء الزّلال و احلى من يوم الوصال در حفظ صحّت بنويسم . امتثالا للأمر الارفع المطاع فى الأقطار و الأرباع ، كميت قلم را در مضمار سخن مطلق العنان ساخت و بناى نگاشتن گذاشت . . . قائلا « يا أيّها العزيز مسّنا و أهلنا الضّرّ و جئنا ببضاعهء مزجاة » به پايهء سرير اعلى عرض مىدارد اگرچه تحفهام در آن درگاه مانند زيره به كرمان ، و هديهام در آن بارگاه چون قطره به عمّان است لكن در حضرت سلاطين زياده از حد خود نتوان خدمت كردن و بيش از قدر خود نشود طاعت بردن ، چنانكه از سليمان و مور در كتب مسطور و در السنه و افواه مذكور و مشهور است . . . امّا نثر ديگر بخشهاى كتاب ، نثر فنّى مرسل ( بينا بين ) است كه گرچه واژهها و عبارات فنّى عربى بسيار در آن به كار رفته است ، ولى آرايههاى برونى و درونى آن چندان زياد يا تو بر تو و پيچيده نيست كه خوانندهء عادى دلزده شود يا معناى سخن را درنيابد . به هر روى چنين نثرى اكنون ديگر معمول نيست و با آنكه خوانندگان امروزى - به شرط آشنايى با واژگان تخصصى طب سنتى - در دريافت معنى به دشوارى نمىافتند ، ولى همچنان آن را از شيوهء كنونى نوشتن ، دور مىيابند . شخصيّت فكرى و اجتماعى ملك الاطبّاء : ملك الاطبّاء از پزشكان دربار محمّد شاه و حكيمباشى مخصوص ناصر الدّين شاه بود .